اردوي آشنايي 87

يك سال ديگه هم با كمك خدا علي رغم سنگ هاي زيادي كه سر راهمون انداختن تونستيم يك اردوي آشنايي ديگه رو پشت سر بزاريم.
اگه بخوام راجع بش بنويسم بايد چندين صفحه ادامه بدم, اما خوب از طرفي نويسنده خوبي هم نيستم.
پس مي زارم به عهده دوستاني كه در برگزاريش يار و ياور بودن تا اگه دوست داران خودشون از اين اردو خاطره بگن.
اميدوارم با نوشتن اين مطلب بسيار كوتاه, حداقل اين اردو رو كه خيلي يادگاري داشت مخصوصا اون گريه هاي روز آخر و درس هايي كه داشت, تو ياد اين وبلاگ و بچه هاي فني نگه دارم.

جشن تولد 1 سالگی کانکس

سلام دوباره به همه دوستان.

هرکسی اومد از ورودیش گفت و چه بسا واسه ورودی های دیگه هم گفت!!!

تو خاطره اولم، جشن داروگ، سعی کردم از ورودی خاصی تعریف نکنم و فقط خاطره باشه و انتقال تجربه، اما این بار با عرض معذرت یکم می خوام شیطونی کنم:D. این دفعه می خوام از جشن تولد اول کانکس بگم. اون موقعی که هر کاری تو این دانشکده و کانکس بود، حتما یه سرش بچه های 84 بودن، اون موقع ما سال اولی بودیم، پر از انرژی.

اون زمان تازه گروه باربد هم شکل گرفته بود و فقط یه کنسرت تو آمفی معدن اجرا کرده بودن، و می خواستن اولین کنسرتشون رو تو آمفی چمران برگزار کنن، و چون داشتیم به یک سالگی کانکس نزدیک می شدیم تصمیم بر این شد که جشن تولد 1سالگی کانکس با برنامه کنسرت موسیقی باربد تو سالن چمران همراه شه.

یکم بریم عقب تر، به ما مسولیت دکر کنسرت تجربی که به رسم سنت به سال اولیا می دن، داده شده بود و الحق بهترین دکر با کمترین هزینه تو این چند ساله که من حضور داشتم و دیدم، رو چیدیم. بعد اون بود که بچه های 82 با دیدنش، اومدن گفتن شما پایه کمک تو کنسرت و تولد هستین؟ بله که هستیم.

خلاصه به ما مسولیت بلیط فروشی و پستر چسبوندن تو دانشگاه رو دادن، با بچه ها جمع شدیم که ببینیم باید چی کار کنیم که سالن به اون عظمت و 700 نفری رو پر کنیم ( اون زمان هنوز باربد عین الان معروف نبود و ناشناس بودن). هرکسی 2 تا پستر دستش گرفت و پخش شدیم تو دانشکده های اقتصاد، هنر، پزشکی، مدیریت، ... خلاصه پدرمون در اومد.

حالا باید یه فکری به حل این همه بلیط می کردیم، قرار شد هر روز 2 نفر تو فنی پایین میز بگیرن و بشینن و بلیط بفروشن، اما این کار فایده نداشت، با کمک سال بالایی ها ایده فروش network زدیم، به دوست و رفیق تو همه دانشکده ها زنگ زدیم و گفتیم آقا شما به ازای فروش هر 5 تا بلیط یک دونه واسه خودت می تونی مجانی برداری. این کار خدایی تو فنی که کلی جواب داد، خلاصه یکی دو روز قبل کنسرت بلیط تموم شد ( خودمون هم باورمون نمی شد چه برسه سال بالایی ها).

روز کنسرت و جشن تولد سر رسید، از صبح با بچه های نوارخونه، شروع کردیم میز چیدن و فنی تزیین کردن، رو میزا هم بچه ها مشغول تبلیغ و معرفی و ثبت نام بچه ها تو کانکس و نوارخونه شدن.

بدترین موقع برنامه، زمانی بود که در سالن رو باز کردیم که بچه ها برن بشینن، بچه ها هل می دادن، بعضیا بدون بلیط می خواستن برن تو، ... . سالن پر شد، یه سری هم رو پله ها نشستن و برنامه شروع شد. اول از همه یه مقدمه راجع به کانکس، یه کلیپ از عکساش و شروع کنسرت.

دست بچه های باربد درد نکنه که ترکوندن اون شب، اون شب خانم مهندس صدر، معاونت فرهنگی دانشجویی یه سری لوح تقدیر هم داد که 2 تاش تو کانکس هنوز یافت می شه.

آخر همه که کنسرت تموم شد و سالن چمران جز بچه های کادر خالی شد، جاتون خالی رفتیم شام گرفتیم و د بخور، بعدم تا حدود ساعت 12 شب سالن جمع و تمیز کردیم، عجب شب خاطره انگیزی بود، حدود 30 یا 40 تا از بچه های برق جمع بودن و انگار نه انگار که از ورودی های مختلفا، داشتن صفا می کردن.

قبلا از این اتفاقا زیاد می افتاد، نمی دونم چرا هرچی داره زمان می گذره این رسم و اتفاقات کمتر و کمتر می شه.

بیاین بیشترش کنیم این دور هم جمع بودن بچه ها جدا از برچسب ورودیشون رو.

با تشکر ( به نمایندگی برق 84)

داروگ(جشن تولد 2 سالگی کانکس)

سلام به همه بچه فنی ها، به خصوص کانکسی هاش.

می خواهم از یکی از بهترین خاطراتم تو کانکس واستون بگم. اواخر ترم بهار 86-85 بود و داشتم سال دومم رو تموم می کردم.زمانی بود که ﻤﺳﺌول کانکس آقای تایاز فخری بود و من هم افتخار بودن به عنوان یکی از  5 نفر کادر اجرایی کانکس باشم وهنوز واسه خودم برو بیایی تو کانکس داشتم.به نظر من مهمترین برنامه هر ساله کانکس رو در پیش داشتیم، جشن سالگرد خانه فرهنگ (کانکس).از مدت ها پیش چون برنامه اهمیت زیادی داشت و یکی از بهترین فرصت ها برای آشنا کردن بچه فنی ها با کانکس بود، ﻤﺳﺌول برگزاریش انتخاب شده بود تا اون شخص فرصت کافی برای فکر و اجرای خوب برنامه رو داشته باشه، اون آدم آقای سهراب سلیمان ﺌوف بود و همه بچه های کادر قرار بود کمکش کنن.

ادامه نوشته