آیا هیچکس در فنی پیدا نمی شود که بداند چطور سبزه می اندازند؟
و این بار یادنامه...
چه کسی باور می کند که ما غوغا کردیم .صدای فریادهایمان، دیوارهای فنی را لرزاند. ورود مان نغمه شاد در کنار هم بودن و ماندن را سر داد: ما متفاوت بودیم واقعاً متفاوت.
ما نسلی هستیم که می تواند بهترین باشد البته یاغی ترین. پس زنده باد برق 86 که از خاکستر سیمرغ برخاست تا نوید بخش روزهای پر هیاهوی دانشگاه باشد.
سرمای اردوی آشنایی لواسان هنوز زیر پوستم حس می شود ، سرمایی که در مقابل ما که گلوله ی آتش بودیم تنها جدال خنده دار و بی فایده ی طبیعت بود تا جلوی شور ما را بگیرد. اما ما با شور و هیجان برای اولین بار قد علم کردیم در مقابل همکلاسی هایمان و با شهامت و دلهره خود را معرفی کردیم.بازی مافیا آن روزها نقطه ی آغازی بود برای آشنایی هایمان .
احتمالا نام کانکس را اولین بار همانجا شنیدم و صدای فرشته ی روی شانه هایم را پنهان کردو من چونان اهریمنی تشنه بر آنجا سایه افکندم تا کتاب بخوانم ، بیاموزم و آموخته هایم را با دیگران تقسیم کنم.
چه کسی خواهد توانست نام مرا از کانکس دور کند؟ بعد از آن کدام فرشته خواهد توانست کانکس را به Folder Forget بسپارد.
کانکس! فردایی نو دوباره جشنی برایت برپا می کنیم که از امروز با شکوه تر باشد.
آری!جمله ای بود که قلبهایمان را نواخت روزی که در جشن تولد کانکس بودیم. حالا کار ندارم به پسر بلند قدی که از شوقش برای کانکس تزئینات صورتی و رنگی خریده بود و با شوق و ذوق می چسباند. یا بی هنرهایی که کارت پستال درست کردند و کمیته داوران با رعایت حق ترجیح روابط بر ضوابط به آن بی هنرها – که به احتمال قوی من نبودم – جایزه دادند در حالی که حقشان تمشک طلایی یا فوق فوقش گوشت کوب طلایی بود.
پیش از آن در نزدیکی سال نو بود که با شهامتی غیر قابل انتظار مسئولیت بر پایی جشنی عیدانه نام را پذیرفتیم. بعد از طوماری از ایده های جدید سرانجام 2 ساعت پیش از آغاز مراسم راهی قزل قلعه شدیم و از آنجا که هیچکس در فنی پیدا نشده بود که بداند چطور سبزه می اندازند و عدس های سبزه به عدسی بد بویی بدل شده بود به ناچار پس از جستجوی بسیار به بهای اسکناس های سبز از سوپر مارکت سبزه ی پاستوریزه خریدیم.چه کسی این آبروی ریخته شده را جمع خواهد کرد.
همه چیز آماده بود تا سفره ی هفت سینمان بر پا شود همه چیز را چیده بودیم اما عده ای احساس کردند چیزی کم است پس به دستان جادوگر خود با شکوفه های بهاری دانشکده سفره ی ساده یمان را به زیباترین سفره ای بدل کردند که تا کنون دیده بودیم.
سلام فنی! اولتیماتوم ما را بپذیر:
ما آمده ایم شلوغ کنیم ، شعار دهیم ، بازی کنیم ، بخندیم و گاهی، شاید، البته درس بخوانیم.
کوچکترین برق 86